• از این رو برای کشف معنا، افزون بر روشن ساختن جایگاه واژه در فرهنگ لغت و قرآن، باید واژه را در حوزه‌ای از واژه‌های دیگر و در ترکیب میان کلمات جستجو کرد و ساختار هندسی آن را به دست آورد، در این صورت شناخت‌شناسی زیبایی قرآن در سایه ساختار هندسی با ارائه موضوع منسجم و سیستمی در کنار موضوعات و مفاهیم، معنا و مفهوم پیدا می‌کند. با این روش می‌توان میدانهایی از مفاهیم را نشان داد که ارتباط هر یک با موضوعات دیگر را روشن می‌کند و ژرفایی کلام را نمایان می‌سازد؛ چون یکی از جنبه‌های مهم «مثلیت قرآن» را باید در عمق معانی آن در نظر گرفت و وقتی این عمق روش می‌شود که کلمات در نظام ارگانیک تعریف شود. نظریه پیوستگی، در توصیف یاد شده، از سنج مناسباتی نیست که قدما مانند بقاعی (م۸۸۵) در کتاب «نظم الدرر فی تناسب الایات والسور»، و برخی دیگر مانند سیوطی (م۹۱۰ م) در «تناسق الدرر فی تناسب الایات والسور» مطرح کرده‌اند. زیرا در این نوع پیوستگی، نه سخن از سوره است و نه سخن از آیه، بلکه سخن از معنی بخشی خاص مفاهیم و کلمات و تعیین جایگاه آن در قرآن است در این روش، هدف کشف معانی و درک پیام وحی است، لذا همواره معطوف به ساختار کلمات درارتباط با دیگر واژه‌ها است. این مطالعه بر این اصل استوار است که مفاهیم به کار رفته در قرآن نوعی پیوند در جهان‌بینی دارد و از پشتوانه‌ای عقیدتی و فرهنگی برخوردار است و بدون پژوهش گسترده و معنی شناسانه در کل قرآن چنین درکی حاصل نمی‌گردد.
    توشیهکو ایزوتسو(م۱۹۹۳م/۱۳۷۱ش) دو کتاب در زمینه قرآن دارد که میان قرآن‌پژوهان بیش از آثار دیگر او موردتوجه قرار گرفته، خدا و انسان در قرآن، مفاهیم اخلاقی در قرآن. وی دراین دو کتاب به دنبال کشف ساختار هندسی خدا و انسان و مفاهیم اخلاقی با اصل پیوستگی میان مفاهیم کلیدی و پیدا کردن میدانهای معنی شناختی آن از واژه‌های اصلی قرآن است او نگرشی جامع و سازواره از کل مفاهیم قرآن را در این روش دنبال می‌کند و به حق دریافته که طرح معارف قرآن در یک حرکت معنی‌شناختی سیستماتیک قابل شناسایی است، زیرا خود تصریح می‌کند که کاوش در واژگان، حاصل تلاشی است در شبکه‌ای پیچیده و وسیع از ارتباطات چندجانبه میان کلمات (خدا و انسان در قرآن، ص۳۴).
    بنابراین، زیبایی‌شناسی قرآن مجید، مبتنی بر شناخت کشف لایه‌های کلام و دریافت پیام است و این در صورتی عملی خواهد بود که زبان قرآن و نظام معنایی پیوسته آن، شناسایی شود و عمق معانی و جنبه‌های ناشناخته آن که همواره در تفسیر درباره کشف و پرده‌برداری آن سخن می‌رود، شناسایی شود.
    ۵- هماهنگی‌های لفظی و معنایی قرآن
    بارها گفتیم، در گفتمان زیبایی‌شناسی قرآن، بیشترین تاکید بر محور فصاحت و بلاغت این کتاب است، در حالی که جنبه‌های دیگری هم وجود دارد که با زیبایی قرآن رابطه وثیقی دارد به عنوان نمونه از هماهنگی آوایی قرآن می‌توان یاد کرد هماهنگ بودن از نظر به کارگیری حروف، به کارگیری واژه‌ها، نظم منطقی حاکم بر آیات و سوره‌ها، مثلاً در مورد به کارگیری حروف، برخی از سوره‌های قرآن با حروف و آهنگ واحدی چون الف، ی، هـ، ر، د، س ختم می‌شود، مانند پایان آیات سوره مریم که با الف تمام می‌شود زکریا، حفیا، شقیا، ولیا، رضیا، سمیا، و برخی با دو حرف یا سه حرف مانند ون، یاون، چنانکه قسمتی از سوره انبیاء بدین گونه ختم شده است حافظین، راحمین، عابدین، صابرین، صالحین، ظالمین، مومنین، وارثین، و برخی با حروف و آهنگی متنوع‌تر که البته بیش از همه «ن» در انتهای آیات قرآن کریم به چشم می‌خورد و به پایان آیات، آهنگی مخوصص و دلنشین و شنیدنی بخشیده و موجب خوشخوانی این کتاب و جاذبه آن گردیده است. ۴
    اینکه قرآن از نظر موسیقی‌پذیری بی‌همتا و در قالب، وزن و قاعده‌ای است که به راحتی می‌توان آن را بی‌صدا و با صدا به شکل مطلوبی خواند، مورد تایید همه آشنایان به قرآن است این روش هر چند در کتابهای دینی و ادعیه رعایت می‌گردد و می‌توان شیوه عام کتابهای مقدس دینی دانست، اما از آنجا که در بحث اعجاز قرآن بیشتر بر محور فصاحت و بلاغت سخن گفته می‌شود و هماهنگی های لفظی و تاثیر آن در جاذبه کمتر برجسته می‌شود، باید اصلی در زیبایی‌شناسی قرآن را موسیقی قرآن دانست که به آن جاذبه فوق‌العاده بخشیده است.
    شاید به دلیل همین خصوصیت است که قرائت قرآن رواج و گسترش یافته و در جوامع اسلامی برنامه‌های جلسات قرائت و حفظ و مسابقات یک عادت حسنه شده است، تا آنجا که مساله خواندن قرآن در زندگی فرد و جامعه اسلامی نوعی حظ و التذاذ درونی پدید آورده و احساس و کششی استثنایی ایجاد کرده است، به گونه‌ای که افراد هر چند معانی آن را ندانند، از خواندن آن لذت می‌برند، خشوع و توجه به خدا پیدا می‌کنند.
    البته قرآن‌پژوهان ازدیرباز به این ویژگی قرآن پرداخته و یکی از وجوه اعجاز قرآن را همین مساله هماهنگی‌های لفظی و آهنگین بودن قالب و وزن کلمات و مطابقت داشتن با طبع و تاثیر در نفوس دانسته و مبانی و مقاماتی برای موسیقی قرائت قرآن قائل شده‌اند (تهران، میرزا مهدی، مبانی موسیقی قرائت قرآن، ص۵۵، ابوزهره، المعجزه الکبری، ص۹۲).
    نمونه دیگر، نظم معنایی است، چینش کلمات که هر هوشمند نکته‌یابی می‌تواند از نوع چیدن و ترکیب و پیوند واژه‌ها در کنار یکدیگر از جهت زیبایی، صورت، مفهوم، ظرفیت و همخوانی با واژه‌های دیگر را دریابد، نظم به گونه‌ای است که هیچ واژه‌ای را نمی‌شود جایگزین دیگری کرد. این نظم و هماهنگی را می‌توان از جهت زیبایی و غیرزیبایی ظاهر واژه و آهنگ و برگزیدن واژه‌های مترادفی که نقیض آنها معنایی دیگر دارد و با ظرفیت و فراگیری آنها متفاوت است مشاهده کرد. (دراین باره ر.ک: ایازی، قرآن اثری جاویدان، ص۲۲-۲۴).
    البته جنبه‌های دیگری از هماهنگی‌های لفظی و معنایی وجود دارد، با ذکر نمونه‌هایی در این نظم روشنگر زیبایی‌شناسی می‌باشد که به همین اندازه بسنده می‌شود و تفصیل و توضیح بیشتر ابعاد مثلیت قرآن را به فرصتی دیگر موکول می‌کنم و از خداوند متعال درخواست موفقیت در خدمت به قرآن را طلب می‌کنم